مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
62
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
آيه كتمان آيه 159 سوره بقره ، از آيات مورد استناد در بحث حجيت خبر واحد آيه كتمان ، از آياتى است كه در بحث حجيت خبر واحد به آن استدلال شده است : إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الْهُدى مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتابِ أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ ؛ « كسانى كه دلايل روشن و وسيله هدايتى را كه نازل كرديم ، بعد از آنكه در كتاب براى مردم بيان نموديم ، كتمان مىكنند ، خدا آنها را لعنت مىكند و همه لعنكنندگان نيز آنها را لعنت مىنمايند » . « 1 » بيان استدلال به اين آيه آن است كه : لازمه حرمت كتمان ادله شرعى ، وجوب اظهار آنها است ، و لازمه وجوب اظهار ، وجوب قبول آن اظهار است ، زيرا اگر قبول واجب نباشد ، حكم به وجوب اظهار ، لغو است . بيشتر اصولىها به اين استدلال ايراد گرفته و دلالت آن را رد كردهاند . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 344 . اصفهانى ، محمد حسين ، الفصول الغروية في الاصول الفقهية ، ص 276 . انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 1 ، ص 131 . فاضل لنكرانى ، محمد ، ايضاح الكفاية ، ج 4 ، ص ( 326 - 323 ) . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 79 . صدر ، محمد باقر ، دروس في علم الاصول ، ج 1 ، ص 286 . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص 453 . آيه نبأ آيه 6 سوره حجرات ، دليل قرآنى حجيت خبر واحد آيه نبأ ، از آياتى است كه اصوليون از ديرباز براى حجيت خبر واحد به آن تمسك نمودهاند . در اين آيه آمده است : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمِينَ ؛ « اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، هرگاه فاسقى براى شما خبر آورد بر شما واجب است درنگ و جستوجو كنيد تا مبادا از روى نادانى به گروهى آسيب رسانده و از كرده خود پشيمان شويد » . « 2 » اصوليون از چند لحاظ به اين آيه استدلال نمودهاند : - از لحاظ مفهوم شرط ؛ - از لحاظ مفهوم وصف ؛ - از لحاظ مناسبت عرفى بين فسق و تبيّن . براى نمونه ، كسانى كه از لحاظ « مفهوم شرط » به آيه نبأ بر حجيت خبر واحد استدلال نمودهاند ، چنين مىگويند : در منطوق آيه ، وجوب تبيّن درنگ و جستوجو پيرامون صحت خبر به فاسق بودن مخبر مشروط شده است . مفهوم اين جمله شرطى آن است كه اگر غير فاسق خبرى را براى شما آورد ، جستوجو درباره صحت مضمون آن لازم نيست و مىتوانيد به آن نماييد و در نتيجه ، خبر واحد شخص غير فاسق حجت است . حايرى ، عبد الكريم ، درر الفوائد ، ج 1 ، 2 ، ص ( 382 - 381 ) . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 344 . اصفهانى ، محمد حسين ، الفصول الغروية في الاصول الفقهية ، ص 275 . فاضل لنكرانى ، محمد ، ايضاح الكفاية ، ج 4 ، ص ( 310 - 291 ) . انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 1 ، ص ( 126 - 116 ) . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص ( 75 - 72 ) . حكيم ، محمد سعيد ، المحكم في اصول الفقه ، ج 3 ، ص ( 219 - 218 ) . صدر ، محمد باقر ، دروس في علم الاصول ، ج 2 ، ص ( 156 - 152 ) . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص ( 446 - 437 ) . مشكينى ، على ، تحرير المعالم ، ص 166 . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 3 ، ص 164 . مجاهد ، محمد بن على ، مفاتيح الاصول ، ص ( 355 - 354 ) . موسوى بجنوردى ، محمد ، مقالات اصولى ، ص ( 31 - 30 ) . سبحانى تبريزى ، جعفر ، الموجز في اصول الفقه ، ص ( 279 - 276 ) . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 10 ، ص ( 415 - 263 ) . آيه نفر آيه 122 سوره توبه ، دليل قرآنى حجيّت خبر واحد آيه نفر ، از آياتى است كه براى حجيت خبر واحد به آن استدلال شده است : وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ ؛ « شايسته نيست مؤمنان همگى به سوى ميدان جهاد كوچ كنند . چرا از هر گروهى ، طايفهاى از آنان كوچ نمىكنند و طايفهاى بمانند تا از دين آگاهى پيدا كنند و به هنگام بازگشت به سوى قوم خود ، آنان را انذار نمايند تا از مخالفت فرمان پروردگار بترسند » . « 3 » « نفر » به معناى كوچ كردن است و چون در آيه ، واژه « نفر » آمده ، آن را آيه نفر مىگويند . به چند صورت ، به اين آيه استدلال شده است : 1 . كلمه « لعل » در « لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ » بر وجوب تحذر دلالت مىكند ؛ به اين بيان كه وقتى منذرين ، مردم را به ترك واجب و فعل حرام انذار مىدهند ، بر مردم هم واجب است منذرين را تصديق كنند و به سخن آنان ترتيب اثر دهند . 2 . در اين آيه ، چند چيز به دنبال هم ذكر شده است : خداوند در مقام اعتراض ، با « لو لا » ى تحضيضيه مىفرمايد : « فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ . . . » ؛ « چرا كوچ تحقق پيدا نمىكند ؟ » ، اين لحن دلالت بر وجوب كوچ دارد و وقتى كوچ واجب شد ، غايت
--> ( 1 ) . بقرة ( 2 ) ، آيه 159 . ( 2 ) . حجرات ( 49 ) ، آيه 6 . ( 3 ) . توبة ( 9 ) ، آيه 122 .